تبليغاتX
ELIAS NEWS

ELIAS NEWS

NEWS

نکاح منقطع یا متعه (به عربی: نکاح المتعه) که به ازدواج موقت نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن عقد ازدواجبرای مدت معین و محدودی (با مهریه‌ای معلوم)، بین دو طرف (زن و مرد) بسته می‌شود. اهل سنت آن را حرام می‌دانند.

البته به گفته حقوقدانان و فعالان حقوق زنان در ایران نظیر زهره ارزنی «هیچ‌گاه متعه را ازدواج موقت نمی‌گویم و خیلی از فقها هم آن را ازدواج نمی‌دانند، چون در شریعت ما هم ازدواج دو نوع تعریف نشده‌است. متعه یعنی تمتع، درحالی‌که هدف از ازدواج تشکیل خانواده است.

در متعه، زن و مرد مدت زمان و همچنین میزان مهریه را خودشان به صورت توافقی تعیین می‌کنند. در متعه زن و مرد باید متن صیغه را بخوانند. در این متن ابتدا زن می‌گوید «من خودم را به عقد ازدواج تو درمی‌آورم برای مدت زمان مشخصی و با مهریه مشخصی» و سپس مرد بلافاصله می‌گوید «قبول دارم».

مدت زمان و مبلغ مهریه باید قبل از خواندن متن صیغه مشخص شود. بیشتر مراجع عقیده دارند اگر دختر باکره باشد باید ازوالدخود پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد، ولی اگر باکره نباشد، نیازی به اجازه ندارد. متعه در مذهب شیعه امری مستحب موکد است و بر آن تاکید شده‌است و ائمه اطهار نیز از آن به نیکی یاد می‌کنند و آن را یادگار محمد می‌دانند و بیش‌تر به آن عمل می‌کردند. همچنین مرد مسلمان می‌تواند با زنان اهل کتاب مانند مسیحیان ویهودیان نیز متعه داشته باشد. ولی زن مسلمان (شیعه) فقط با مرد مسلمان می‌تواند ازدواج موقت بکند.

بنابر نظر بعضی از مراجع شیعه «برای دختر رشیده اذن پدر در متعه ضرورتی ندارد»[۱۱]پس از تعیین مدت زمان عقد و مهریه، با خواندن صیغهٔ عقد زنو مرد به یکدیگر محرم می‌شوند.


انتقادات بر صیغه بر پایه مواردی چون ایجاد تبعیض‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان، مغایرت با اسلام، «کلاه شرعی» بودن برای روسپی‌گری، رواجبیماری‌های آمیزشی مانند ایدز، نقض حقوق کودک حاصل از صیغه، ازهم‌پاشیدن خانواده‌ها است.

  • از نظر فرهنگی، در جامعه ایران بسیاری «صیغه» را نوعی «کلاه شرعی» برای روسپی‌گری می‌دانند.[۱۱] روسپی‌گری در ایران جُرم بوده و مجازات شلاق دارد اما خواندن یک متن صیغه از جانب عاقد، آن را شرعی می‌کند.[۱۲]
  • منتقدان معتقدند که صیغه موجب ایجاد تبعیض‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان می‌شود. زیرا در قوانین «صیغه» منافع مرد بر منافع زن برتری دارد و می‌افزاید: «در این جا فقط لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده‌است نه زن.[۱۱]همچنین ازدواج موقت موجب نقض حقوق زنان می‌شود زیرا در ازدواج موقت، زنان از مردان ارث نمی‌برند و مرد ملزم به پرداخت نفقه نیست.[۱۳] فاطمه صادقی معتقد است صیغه می‌تواند موجب انقیاد برخی زنان شود زیرا تعدد زوجات به دنبال خواهد داشت اما در عین حال ممکن است مشکلات دسته‌ای دیگر از زنان را حل کند. نکته مورد تاکید باید این باشد که ازدواج موقت چه نفعی برای زنان دارد و شان اجتماعی زنان در این پدیده چقدر مورد توجه جامعه قرار می‌گیرد. او همچنین درمورد تفاوت فلسفه رایج درباره صیغه در گذشته و موافقان فعلی ترویج آن هشدار می‌دهد و بررسی کارشناسی را ضروری می‌داند.[۱۴]
  • مخالفان معتقدند اغلب مردان متاهل برای صیغه اقدام می‌کنند که این امر موجب فروپاشی خانواده‌ها می‌شود.[۱۵]
  • یکی دیگر از مشکلات مربوط به کودک این است که از آنجا که ثبت صیغه الزامی نیست، زنانی که باردار می‌شوند، نمی‌توانند ثابت کنند بچه از شوهر موقت است. چنان‌که طبق اعلام نماینده قوه قضائیه، تعداد زیادی پرونده در دادگاه‌ها وجود دارد که بعد از بارداری زن، مرد خود را پنهان کرده‌است و یا بچه را انکار می‌کند.[۱۵]
  • مینو محرز، پزشک متخصص بیماری‌های عفونی و ایدز معتقد است «از آنجایی که در ازدواج موقت، فرد محدود به یک شریک جنسی نشده و می‌تواند از این طریق، چند شریک جنسی داشته باشد، احتمال شیوع بیماری‌های مقاربتیافزایش می‌یابد. در شرایط فعلی و با دانش ناکافی مردم جامعه در خصوص بیماری‌های مقاربتی، ترویج ازدواج موقت کار غلطی به نظر می‌رسد.»[۱۵]
  • برخی مخالفان معتقدند «فرهنگ جامعه ما فرهنگ ازدواج دایم است». به جای ترویج ازدواج موقت برای جوانان باید مشکلات ازدواج دایم آنان را حل کرد. رواج صیغه موجب خلل وارد شدن به ازدواج دائم و شرعی کردن مشکل «روابط دختر و پسر در جامعه اسلامی» می‌شود.[۱۴]

[ویرایش]مخالفان در اسلام

  • عده‌ای از مخالفین مسلمان، دلیل مخالفت خود نسبت به ازدواج موقت را، «نَسخ به آیات قرآن» ذکر می‌کنند و معتقدند که ازدواج موقت به استناد تعدادی از آیات قرآن منسوخ است. از جمله اینکه زن در ازدواج موقت زوجه نیست برای آنکه از شرایط زوجیت این است که ارث ببرد و بتوان او را طلاق داد و در آن لعان و ظهار جاری شود و دارای عده باشد و حق نفقه داشته باشد و حال آنکه هیچ یک از این شرایط در ازدواج‌موقت نیست و از تمام شوؤن زوجیت محروم است. همچنین ازدواج موقت ارث ندارد و زوجه دائم ارث دارد و با توجه به ارث زوجین، چون در ازدواج موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی‌برند، پس قرآن ناسخ‌آیه ازدواج موقت است. علاوه بر آن چون ازدواج موقت طلاق ندارد و طلاق هم از لوازم زوجیت است پس متعه زوجه نیست و چون زوجه نشد، آیه طلاق ناسخ آیه متعه می‌باشد در صورتیکه اگر متعه زوجه بود، باید بتوان آن را طلاق داد و حال آن که در ازدواج موقت طلاق ندارد.
  • همچنین مخالفان مسلمان، با استناد به دستورات و سنت پیامبر(ص) متعه را حرام می‌دانند. عمده‌ترین استناد اهل‌سنت در مورد حرمت ازدواج موقت بر تحریم آن به واسطه سنت و احادیث پیامبر است.

[ویرایش]جنجال متعه در ایران معاصر

بحث صیغه در حدود سال ۱۳۷۰ با سخنان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت که صیغه را به عنوان راهکاری برای مقابله با معضلات جنسی جوانان مطرح کرده بود، این بحث را دامن زد ولی این بحث به علت مخالفت‌های سنگینی که پیش آمد برای بیش از یک دهه به حاشیه رفت.[۱۴] در سال ۱۳۸۱ نیز با طرح راه‌اندازی خانه عفاف بالا گرفت که بعد اعلام شد طراح آن دستگیر شده و خود سابقه منکراتی داشته‌است.[۱۶]در این بین گزارش‌های متعددی از فروش خدمات جنسی با انجام متعه ثبت شد، مثلا در قم که روزانه هزاران زایر و مسافر به آن رفت و آمد دارند.[۱۱][۱۲]

بار دیگر در سال ۱۳۸۶ مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور خواستار رواج «صیغه» (با عنوان ازدواج موقت) با هدف «جلوگیری از شیوع فساد در جامعه» شد.[۱۱][۱۴] هرچند که بعدا غلامحسین الهام سخنگوی دولت اعلام کرد «سخنان اخیر وزیر کشور درباره ازدواج موقت، از جایگاه یک روحانی بوده‌است و نظر دولت نیست. این امر مربوط به دولت به عنوان قوه مجریه کشور نیست.»[۱۵] همچنین در لایحه حمایت از خانواده که موجب می‌شد متعه مثلازدواج اول بدون هیچ محدودیت و کنترلی رایج شود، بحث‌های زیادی پیش آمد و سرانجام این لایحه برای بررسی و رفع اشکالات آن از دستور کار مجلس خارج شد.[۱۷]

علاوه بر این وب‌گاه‌هایی نیز در اینرنت برای ترویج صیغه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده‌است. از جمله وب‌گاه‌های «صیغه دات کام»، «وبلاگ موقت» و وبلاگ «حال و هول حلال» (ستاد برگزاری اولین کنگره لذت حلال در تهران و یا قم).[۱۸] مدیریت وبلاگ «موقت» اندیشه اصلی تاسیس این وبلاگ و ترویج ازدواج موقت را «ازدواج موقت، ثواب کردن، بدعت شکنی و زنده کردن سنت‌های رسول الله» عنوان کرده‌است. این وبلاگ در یک بخش مجموعه مطالبی که صیغه را تایید می‌کنند (به ویژه احکام مربوط به دختران باکره) جمع‌آوری کرده‌است و در بخش دیگر مشخصات افراد داوطلب را دریافت کرده، آنها را با هم آشنا می‌کند و در صورت تمایل صیغه عقد موقت را برایشان جاری کرده و مکانی برای برگزاری این عمل در اختیارشان قرار می‌دهد.[۱۹] حمید توکلی کرمانی (زاده ۱۳۶۷ در یزد) هنگام تاسیس این وبلاگ، ۱۸ ساله و محصل رشته ریاضی فیزیک بود.[۲۰] او دلیل راه اندازی این وبلاگ را عدم تعادل جنسی جامعه ایرانی عنوان می‌کند.[۱۱]به گفته خودش هنوز ازدواج موقت نکرده‌است، خانوادهٔ او نیز بنا به گفتهٔ خودش از مخالفین او و مخالف ترویج ازدواج موقت هستند.[۱۵] او با محبوبیت و مقدس شمردن بکارت مخالف است، برایش اشکالی ندارد که خواهرش ازدواج موقت کند، معتقد به واجب بودن اذن پدر برای ازدواج نیست و ازدواج موقت را به عنوان مقدمهٔ ازدواج دائم و راهی برای پرکردن خلاء بین بلوغ و ازدواج دائم می‌داند. برخی از منابع اسلامی مطالب این گونه وبلاگ‌ها را «بدعت در دین» می‌دانند.

+ نوشته شده در  Sun 11 Oct 2009ساعت 4:37 PM  توسط ELIAS  | 

ممنوعیت ازدواج با محارم

ممنوعیت ازدواج با محارم اصلی پذیرفته در بسیاری از جوامع، مذاهب و کشورهاست.

ازدواج و رابطهٔ جنسی میان برادر با خواهر و فرزندان با والدین مشمول ممنوعیتی کمابیش جهان‌شمول می‌شود. ممنوعیت ازدواج تقریبا همیشه با ممنوعیت روابط جنسی پیش از ازدواج انطباق دارد. هرچند در برخی از قبایل سرخپوست ممنوعیت ازدواج با محارم به معنی ممنوعیت روابط جنسی پیش از ازدواج نیست. ضمانت اجرای ممنوعیت زنای با محارم بیشتر با بی‌آبرویی است تا کیفرهای شدید دیگر.

ممنوعیت ازدواج با محارم در مذاهب

[اسلام

افرادی که ازدواج میان آن‌ها حرام است در اصطلاح محرم نامیده می‌شوند. ازدواج فرزند با والدین (و اجداد) و والدین (و اجداد) همسر، برادر با خواهر و برادرزاده و خواهرزاده با دایی و عمو یا عمه و خاله ممنوع است. همچنین مرد با دختر (و نوادگان) همسر خود نمی‌تواند ازدواج کند. با توجه به اینکهتعدد زوجات در اسلام به رسمیت شناخته شده، ازدواج با دو خواهر در یک زمان نیز ممکن نیست. و مطابق نظری ازدواج با برادرزاده و خواهرزاده همسر نیاز به اجازه همسر دارد.[۱]

همین وضعیت در مورد خویشاوندان رضاعی نیز وجود دارد.

[دلایل وضع ممنوعیت

در مورد علت وضع چنین ممنوعیت نظریات مختلفی بیان شده‌است؛ ادوارد وسترمارک یک باور عمومی را مطرح می‌کند که بر اساس آن همزیستی افراد با یکدیگر سبب از میان رفتن جذابیت و حتی ایجاد حالت دافعه میان آن‌ها می‌شود. این فرضیه با این ایراد روبروست که اگر ازدواج با محارم به طور طبیعی مورد نفرت انسان‌هاست، پس چرا جوامع انسانی اینچنین سرسختانه اعضای خود را از آن منع کرده‌اند.

فروید در نقطه مقابل از عمومیت عقده ادیپ سخن می‌گوید و با ارائه فرضیاتی بررسی ناپذیر به سرکوب تمایل جنسی به محارم و احساس گناه که از کودکی افراد و از کهن‌ترین ادوار در میان انسان‌ها وجود داشته، اشاره می‌کند.

لوی اشتراوس نیز معتقد است تابوی ازدواج با محارم برای گسترش مناسبات اجتماعی و جلوگیری از ایجاد تعارض در خانواده و فروپاشی آن است.

میشل فوکو در نظریه‌ای کاملا متفاوت به حساسیت تمدن غرب نسبت به زنای با محارم در دو سده اخیر اشاره می‌کند و معتقد است این که غربی‌ها ممنوعیت ازدواج با محارم را یک توافق همگانی، امر مطلق اجتماعی و مرحله‌ای لازم برای تکامل هر جامعه برای رسیدن به فرهنگ می‌دانند، راهی برای دفاع از نظام گسترده، عمیق و قدیمی وصلت است. از نظر او با تبدیل شدن خانواده به مرکز شکوفایی و کانون تحریک دائمی سکسوالیته، زنای با محارم اهمیتی محوری یافته و منع شدید آن راهی برای حفظ سامانهٔ وصلت است که با گسترش آنچه که او سامانهٔ سکسوالیته*[۲] می‌داند، در خطر قرار گرفته‌است. به این ترتیب پیدایش و پردازش بی‌وقفه نظریه ممنوعیت زنای با محارم در مردم‌شناسی از گفتمان‌های مولود سامانهٔ سکسوالیته ارزیابی می‌شود.[۳]

منابع

  1.  حسین صفائی و اسدالله امامی. مختصر حقوق خانواده. تهران: نشر میزان، هشتم بهار ۸۴. صص ۱۰۹-۱۱۱ ISBN 964-7896-27-1
  2.  *dispositif de sexualité
  3.  فوکو، میشل. اراده به دانستن. ترجمهٔ نیکو سرخوش و افشین جهاندیده. دوم، تهران: نشر نی، ISBN 964-312-717-6

+ نوشته شده در  Sun 11 Oct 2009ساعت 4:33 PM  توسط ELIAS  | 

سیر تاریخی ازدواج

[]ایران باستان

در زمان ساسانی نوع اصلی ازدواج ایرانی «زنیِ پادِخشای» خوانده می‌شد که در واقع انتقال قیمومیت دختر از پدر به شوهر بود.[۱] انواع دیگری هم از ازدواج بود از جمله «چَگَر» که هنگامی بود که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت و زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می‌داد تا فرزند آورد. چگر را به صورت چَکَر هم نوشته‌اند.[۲] نوع دیگر که باعث بحث و جدل‌های زیادی میان امروزیان شده‌است خویدوده بود که ازدواج با محارم است. [۳]

[]ازدواج در دیدگاه‌های جامعه‌شناختی

در جامعه‌شناسیِ خانواده علت‌های دگرگونی‌ها و بررسی واقعیت‌های موجود مفهوم «خانواده» بررسی می‌شود. به طور کلی، ازدواج موجب تغییرنقش‌های اجتماعی و جابه‌جایی پایگاه اجتماعی افراد می‌شود. [۴]

موضوع مکان‌گزینی زوج پس از ازدواج یکی از موضوعات مورد پژوهش در جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی است:



ازدواج از دیدگاه حقوقی



ایران

در ایران با توجه به شیعه جعفری در اسلام ازدواج به دو نحو دائم و موقت می‌تواند صورت پذیرد. در مذهب جعفری آیین اسلام این دو ازدواج در پاره‌ای از آثار با هم یکی هستند و در برخی دگر اختلاف دارند، تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در اینست که ازدواج موقت از لحاظ حدود و قیود آزاد است، یعنی وابسته باراده و قرارداد طرفین است، حتی بودن آن نیز در حقیقت نوعی آزادی به‌طرفین میبخشد و زمان را در اختیار آنها قرار می‌دهد.

آنچه در درجه اول این دو را از هم متمایز می‌کند یکی این است که در ازدواج موقت زن و مرد تصمیم می‌گیرند بطور موقت باهم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید می‌کنند و اگر مایل نبودند از هم جدا می‌شوند.

دیگر اینکه از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که بطور دلخواه بهر نحو که بخواهند پیمان می‌بندند مثلاً در ازدواج دائم مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود، ولی در ازدواج موقت بستگی دارد بقرارداد آزادی که میان طرفین منعقد می‌گردد، ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود، یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند.

در ازدواج دائم، زن باید امر مرد را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند، اما در ازدواج موقت بسته به قراردادی است که میان آنها منعقد می‌گردد.

در ازدواج دائم زن و شوهر از یکدیگر ارث می‌برند، اما در ازدواج موقت چنین نیست.

زن و مرد می‌توانند در ازدواج موقت شرط کنند که بهره برداری جنسی آنها محدود باشد و مثلاً آمیزشی صورت نگیرد.

در ازدواج دائم فقط با توافق یا رضایت طرفین می‌توان از بچه دار شدن جلوگیری نمود ولی در ازدواج موقت هریک از طرفین می‌تواند از تشکیل نطفه کودک و پیدایش فرزندی جلوگیری کند تا ایجاد مسئولیتی جدید و احیانا دست و پاگیر برای آنها نشود، در حقیقت این نوعی آزادی دیگر است که بزوجین داده شده‌است.

اگر در اثر آمیزش زن و مردی که همسر موقت یکدیگرند کودکی متولد شود با فرزند ناشی از ازدواج دائم هیچگونه تفاوتی ندارد و مانند ازدواج دائم مرد مسئول اداره و تأمین وسایل کافی برای رشد و تربیت آن کودک است.

مهر هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت، با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم عقد باطل نیست، مهرالمثل تعیین می‌شود.

همانطوریکه در عقد دائم، مادر و دختر زوجه بر زوج، و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم می‌گردند در عقد منقطع نیز چنین است.

همانطوریکه رابطه جنسی زن دائم با دیگران حرام است، در ازدواج موقت نیز چنین است.

در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست در ازدواج موقت نیز روا نیست و ازدواج با خواهر زن تا وقتی حرام است که خواهر دیگر همسر انسان باشد.

در ازدواج موقت پس از تمام شدن مدت، زن و شوهر خود به خود از هم جدا می‌شوند و نیازی به طلاق نیست.

همانطور که زوجه دائم بعد از طلاق باید مدتی عده نگهدارد، زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن باید عده نگهدارد. با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه‌است و عده زن موقت دو نوبت یا چهل و پنج روز (در رساله احکام فقها عده برای بانوان از سن نه سالگی تا سن یائسگی است ولی اگر بین زن و شوهر آمیزش جنسی انجام نپذبرفته باشد، عده لازم نیست و زن می‌تواند بلافاصله ازدواج نماید).

قوانین ازدواج در ایران

ازدواج در ادیان و مذاهب

اسلام

از دیدگاه اسلام، ماهیت ازدواج یک قرارداد و پیمان با شرایطی ویژه‌است. [۵] و بسیار پسندیده و مطلوب است و از منظر فقه اسلامی، عملیمستحب و چه بسا مستحب موکد و در برخی موارد واجب شمرده می‌شود [۶] عفت و حیا از جملهٔ این صفات می‌باشند که یکی از راه‌های تأمین این صفات و سجایا، ازدواج است. اسلام با تشریع ازدواج، مسیر رسیدن به عفت و حیا را هموار می‌سازد بدین صورت که ازدواج را بهترین و طبیعی‌ترین راه تأمین نیازهای جنسی معرفی می‌کند. طبق قوانین اسلامی تنها خواندن صیغه عقد توسط زن و تایید توسط مرد صحیح است و الزامی به وجود شاهد یا نماینده دینی نیست.[۷] البته می‌توان برای خواندن این جمله [۸] کسی را وکیل کرد که لازم هم نیست که نماینده دینی باشد.[۹]

شیعیان نوع دیگری از ازدواج (معروف به ازدواج موقت) را دارند که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی بین دو طرف بسته می‌شود.در این نوع از ازدواج که به صیغه یا متعه یا ازدواج موقت معروف است زن و مرد پس از شناخت یکدیگر و صحبتهای اولیه در صورتی که هر دو طرف به این امر راضی باشند مدت زمان صیغه و همچنین مبلغ صیغه ( مقدار مهریه ) را خودشان به صورت توافقی تعیین می‌کنند ( مثلاً با هم قرار میگذارند برای مدت سه ماه و هر ماه یکصد هزار تومان به عقد ازدواج موقت هم در آیند ) . در ازدواج موقت زن ومرد باید به صورت عربی یا فارسی متن صیغه رابخوانند متن صیغه : زن می‌گوید : ( به زبان عربی ) : زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی مهر المعلوم و مرد نیز جواب می‌دهد : قبلت ( ترجمه فارسی ) :زن می‌گوید ): من خودم را به عقد ازدواج تو درمی اورم برای مدت زمان مشخصی و با مهریه مشخصی وسپس مرد بلافاصله می‌گوید : قبول دارم مدت زمان و مبلغ مهریه باید قبل از خواندن متن صیغه مشخص شود . در این نوع ازدواج اگر دختر باکره باشد باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد ولی اگر باکره نباشد نیازی به اجازه ندارد . ازدواج موقت در مذهب شیعه (پیروان علی که امام اول شیعیان و جانشین پیامبر اسلام می‌باشد)امری مستحب موکد می‌باشد وبر آن تاکید شده است و ائمه اطهار نیز از آن به نیکی یاد می‌کنند و آن را یادگار رسول الله می‌دانندوغالبا به آن عمل می‌کردند . همچنین مرد مسلمان می‌تواند با زنان اهل کتاب مانند مسیحیان و یهودیان نیز ازدواج موقت داشته باشد . ولی زن مسلمان ( شیعه )فقط با مرد مسلمان شیعه می‌تواند ازدواج موقت بکند. بنابر نظر بعضی از مراجع شیعه «برای دختر رشیده اذن پدر در ازدواج موقت ضرورتی ندارد»[۱۰]پس از تعیین مدت زمان عقد و مهریه با خواندن صیغه عقد زن و مرد به یکدیگر محرم می‌شوند.

دین بهائی

نوشتار اصلی: ازدواج بهائی

ازدواج در بین بهائیان، اتحاد بین زن و مرد است و بهائیان به امر ازدواج تشویق شده‌اند. اما این ازدواج علاوه بر ارتباط جسمانی باید روحانی نیز باشد. هدف اصلی ازدواج، پرورش روح و ایجاد هماهنگی و وحدت بین دو شریک زندگی تعریف شده‌است. [۱۱] حداقل سن ازدواج پانزده سال تمام است.[۱۲]از بیان رضایت طرفین و پرداخت مهریه بهائی و خواندن آیه‌ای توسط زن و مرد که متن آن در کتاب اقدس ام‌الکتاب دین بهائی امده‌است و ثبت واقعه، امضای والدین و همچنین ۹ شاهد رسما آغاز می‌شود. [۱۳] باید توجه داشت که رضایت والدین دو طرف ازدواج نیز در امر بهائی از عناصر تحقق اقتران است. [۱۴] [۱۵]

آبه مخصوص که به آن اشاره شد «انا کل لله راضون» برای مردان و «انا کل لله راضیات» برای زنان است. [۱۶] [۱۷] در احکام بهائی ازدواج موقت (که به متعه و صیغه معروف است)، داشتن چند همسر در یک زمان و ازدواج هم‌جنسان حرام است. [۱۸]

[]دین مسیح

مسیحیان هنگام ازدواج متعهد می‌شوند که یکی شدن مرد و زن را نشانهٔ آشکاری برای محبت خدا به بشر و محبت مسیح به شاگردانش قرار دهند. به همین علت، مسیحیان ازدواج را التزام و تعهد در طول زندگی می‌شمارند و با طلاق و ازدواج مجدد در زمان حیات همسر مخالفند. [۱۹] اگرچه ازدواج در مسیحیت پدیده‌ای مقدس محسوب شده و سرّ عظیم نامیده می‌شود، اما در برابر آن دوری گزیدن از ازدواج امری پسندیده‌تر است. شخص مجرد، با تمام توان به خدمت خداوند می‌رسد و با کم‌کردن مشغله‌های دنیوی و زندگی، خود را شبیه عیسی می‌سازد. [۲۰]

دین یهود

در یهودیت، ازدواج به معنای کامل شدن و اوج رشد انسانی است. برپایه تعالیم یهود، یک زن بدون همسر و یک مرد بدون زن انسان‌هایی کامل نیستند و با ازدواج و پیوند زناشویی از شکل ناقص به وجودی کامل تبدیل می‌شوند.ازدواج در میان کلیمیان دارای مراسمی مخصوص با آداب مربوط به آن است که از آن‌جمله می‌توان به مهریه زن که کتوباه گفته می‌شود تا چاپاه، پارچه‌ای سفید و نماد روشنایی که بر روی چهار چوب از هر طرف و بر روی سر عروس و داماد قرار می‌گیرد و نماد خانه و زندگی جدید زوج جوان است یاد کرد.


  1.  دریایی ۱۷۲
  2.  دریایی ۱۷۲
  3.  دریایی ۱۷۷
  4.  اعزازی، ۱۳۸۵
  5.  نجفی، محمد حسن: «جواهرالکلام»، مکتبه الاسلامیه، ۱۳۶۵، ج۲۹، صص۸-۵
  6.  مشکینی، علی، «ازدواج در اسلام»، احمد جنتی، الهادی، ۱۳۶۶ ص۱۰
  7.  خمینی، روح‌الله،«رساله توضیح‌المسائل»،حوزه علمیه قم،ص ۳۷۸
  8.  خمینی، روح‌الله،«رساله توضیح‌المسائل»،حوزه علمیه قم،ص ۳۷۹
  9.  خمینی، روح‌الله،«رساله توضیح‌المسائل»،حوزه علمیه قم،ص ۳۸۰و۳۸۱
  10.  شیعه نیوز، سایت خبری تحلیلی: http://shia-news.com/ShowNews.asp?Code=86031504
  11.  دیانت بهائی آئین فراگیر جهانی‏، ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۲۰۷، پیوند به صفحهٔ کتاب
  12.  کتاب اقدس، بهاءالله، مرکز جهانی بهائی ۱۹۹۲، پیوند به صفحهٔ کتاب
  13.  حضرت باب‏، نصرت الله محمد حسینی، ناشر:مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۹۱۲، پیوند به کتاب
  14.  در جستجوی عدالت اجتماعی‏، جان هادلستون، صفحهٔ ۳۷۷، Century Press، پیوند به صفحهٔ کتاب
  15.  دیانت بهائی آئین فراگیر جهانی‏، ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۲۰۸، پیوند به صفحهٔ کتاب
  16.  حضرت باب‏، نصرت الله محمد حسینی، ناشر:مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۹۱۲، پیوند به کتاب
  17.  دیانت بهائی آئین فراگیر جهانی‏، ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۲۰۸، پیوند به صفحهٔ کتاب
  18.  Local Spiritual Assembly of the Baha'is of Warwick (در تاریخ ۲۰۰۳-۱۰-۱۲). ازدواج در آئین بهائی. Bahá'ís of Warwick. بازدید در تاریخ ۲۰۰۶-۰۶-۱۴.
  19.  میشل، توماس، «کلام مسیحی»، حسین توفیقی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۷۷ ص۹۵
  20.  پطرس، فرماج: «ایضاح التعلیم المسیحی»، مطبعة الاباء المرسلین الیسوعیین، ۱۸۸۲م، صفحهٔ

+ نوشته شده در  Sun 11 Oct 2009ساعت 4:27 PM  توسط ELIAS  | 

در متعه، زن و مرد پس از شناخت يکديگر و صحبتهاي اوليه در صورتي که هر دو طرف به اين امر راضي باشند مدت زمان و همچنين ميزان مهريه را خودشان به صورت توافقي تعيين مي‌کنند. در متعه زن و مرد بايد به صورت عربي يا فارسي متن صيغه رابخوانند.

متن صيغه به عربي:



   

متعه
زن ميگويد: «زوجتک نفسي في المُدة المَعلومة علي مِهر المَعلوم» و مرد نيز جواب مي‌دهد: «قَبِلتُ».

   

متعه
متن صيغه به فارسي:


   

متعه
زن ميگويد: «من خودم را به عقد ازدواج تو درمي‌آورم براي مدت زمان مشخصي و با مهريه مشخصي» و سپس مرد بلافاصله مي‌گويد: «قبول دارم».

   

متعه

مدت زمان و مبلغ مهريه بايد قبل از خواندن متن صيغه مشخص شود. در متعه اگر دختر باکره باشد بايد از پدر يا جد پدري خود اجازه بگيرد? ولي اگر باکره نباشد، نيازي به اجازه ندارد. متعه در مذهب شيعه (آنان که بر اين باورند که امام علي امام اول شيعيان و جانشين رسول گرامي اسلام است) امري مستحب موکد است و بر آن تاکيد شده‌است و ائمه اطهار نيز از آن به نيکي ياد مي‌کنند و آن را يادگار رسول الله ميدانند و بيش‌تر به آن عمل مي‌کردند. همچنين مرد مسلمان مي‌تواند با زنان اهل کتاب مانند مسيحيان و يهوديان نيز متعه داشته باشد. ولي زن مسلمان (شيعه) فقط با مرد مسلمان مي‌تواند ازدواج موقت بکند.


بنابر نظر بعضي از مراجع شيعه «براي دختر رشيده اذن پدر در متعه ضرورتي ندارد»[??]پس از تعيين مدت زمان عقد و مهريه، با خواندن صيغه? عقد زن و مرد به يکديگر محرم مي‌شوند.



 لزوم اذن پدر

بررسي اختلاف فتواي ?? تن از مراجع تقليد شيعه در مورد اذن پدر:

  • آيت‌الله مکارم شيرازي: «احتياط واجب آن است که با اجازه پدر دختر باشد.»
  • آيت‌الله فاضل لنکراني: «مسأله????: دختري که بحدّ بلوغ رسيده و رشيده‌است يعني مصلحت خود را تشخيص مي‌دهد اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، بنابر احتياط بايد از پدر يا جدّ پدري خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر او لازم نيست حتي اگر پدر يا جد پدري نداشته باشد.»
  • آيت‌الله سيد صادق شيرازي: «بنابر احتياط واجب اذن ولي در ازدواج موقت نيز شرط است.»
  • آيت‌الله ميرزا جواد تبريزي: «ازدواج دختر باکره بنا بر احتياط واجب بايد به اذن پدر يا جد پدري باشد چه ازدواج به عقد دائم باشد يا به عقد موقت و چه در عقد موقت شرط شود که نزديکي انجام نگيرد يا چنين شرطي نشود، والله العالم.»
  • آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي: «اگر دختر باکره‌است بايد بنابر احتياط واجب از ولي (پدر يا جد پدري) وي اذن گرفته شود.»
  • آيت‌الله روحاني: بسمه تعالي؛ چنانچه رشيده باشد , اذن پدر در ازدواج دائم و متعه شرط نيست و رضايت خودش کافي است.
  • آيت‌الله شاهرودي: «چنانچه دختر بالغه وعاقله ورشيده باشد وصلاح وخير وشر خود را تميز بدهد، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد، عقد او بدون اذن پدر صحيح است.»
  • آيت‌الله صادقي تهراني: «مساله ??? – هيچ گونه ولايتي از هيچ کس بر دختر رشيده باکره نيست (اذن پدر لازم نيست).»
  • آيت‌الله اردبيلي: «(مسأله ????) اگر دختر باکره‏اي که به حدّ بلوغ رسيده و رشيده‌است - يعني مصلحت خود را تشخيص مي‏دهد - بتواند امورات خود را اداره کند و بيم آن که فريب بخورد در ميان نباشد، چنانچه بخواهد ازدواج کند، احتياجي به اجازه پدر يا جدّ پدري خود ندارد.»
  • آيت‌الله سيستاني: «???? - دخـتـري کـه بـه حـد بـلوغ رسيده و رشيده‌است يعني مصلحت خود را تشخيص مي‌دهد , اگر بـخواهد شوهر کند , چنانچه باکره باشد بايد از پدر يا جد پدري خود اجازه بگيرد.»

مراجع تقليد شيعه در مورد اذن پدر براي دختر رشيده باکره سه نظر متفاوت دارند: ?–لازم نيست، ?-احتياط واجب است و ?-واجب است. اگر مرجع تقليد اذن پدر را بنابر احتياط، واجب مي‌داند به مفهوم اين است که نظر قاطعي در اين مساله ندارد، در اين صورت مقلدان او مي‌توانند:

  1. احتياط واجب را واجب فرض نمايند و اذن پدر را بگيرند.
  2. به مرجعي رجوع کنند که در اين مورد حکم قطعي دارد و طبق آن عمل نمايند؛ در واقع بايد اعلم مرجع را از بين مراجعي که اذن پدر را لازم نمي‌دانند و يا واجب مي‌دانند شناسايي نموده و طبق فتواي آن مرجع عمل نمايند.
+ نوشته شده در  Sun 11 Oct 2009ساعت 4:20 PM  توسط ELIAS  | 

حکام جماع و آمیزش - ازدواج موقت

احکام جماع و آمیزش - ازدواج موقت

آیا مرد با داشتن همسر دایم، مى ‏تواند ازدواج موقت کند؟ رضایت و اجازه ‏همسر دایمى او چه نقشى دارد؟ 
مرد با داشتن همسر دائمى شرعا مى ‏تواند ازدواج موقت نماید و اجازه از همسر شرط صحت نیست، ولى اگر در ضمن عقد با همسر اول شرط کرده که بدون رضایت همسرش زن دیگرى نگیرد باید به این تعهد عمل نماید. البته با داشتن زنى که به وظایف خود عمل مى ‏کند مصلحت در ازدواج مجدد نیست‏.

آیا در ازدواج موقت با دختر باکره، اذن پدر دختر لازم است؟به نظر بسیارى از فقها ازدواج با دختر بکر چه به طور دائم و چه موقت بنابر احتیاط واجب اجازه پدر یا جد پدرى لازم است - بدیهى است اگر ازدواج با اجازه پدر یا جد پدرى دختر انجام بگیرد هر گونه لذت بردن از او اشکال ندارد.

کمترین و بیشترین زمان ازدواج موقت چقدر است؟ 

آنچه در ازدواج موقت شرط است این است که مدت ذکر شود و زمان معین باشد ولى این که اکثر و اقل زمان آن چقدر باید باشد مى ‏توان مدت عقد موقت را از یک ساعت تا 99 سال هم قرار داد.

فرزندى که از ازدواج موقت متولد مى‏ شود مربوط به پدر است یا مادر؟ 

بچه مربوط به پدر و مادر است و به طور کلى فرزندانى که از عقد موقت متولد مى ‏شوند همه حقوق فرزندى را دارند.

آیا ازدواج موقت با دخترى که بکارتش از راه غیر شوهر کردن ‏از بین رفته است نیاز به اذن پدر دارد؟ 

اگر بکارت به غیر شوهرکردن از بین رفته باشد، باز هم براى ازدواج (چه دائم و چه موقت) اذن پدر یا جد پدرى شرط است.

آیا ثبت ازدواج موقت در دفتر اسناد رسمى ضرورى است؟ 

از نظر قانونى لازم است. این مسأله از احکام انتظامى حکومتى است و تخلف از آن داراى پیگرد قانونى است ولى مبطل عقد نیست‏.

ازدواج موقت با اهل کتاب و مشرک چه حکمى دارد و عقد ازدواج به چه‏ صورتى ‏باید باشد؟ 

صیغه کردن زنان اهل کتاب (یهودى و مسیحى) اشکال ندارد ولى ازدواج با زنان مشرک (مثل بت‏ پرست‏ها) به هیچ وجه (دائم و موقت) جایز نیست. در صورت جمع بودن شرایط صیغه (مثل این که در عده نباشد) احتیاط آن است که صیغه آن به عربى صحیح خوانده شود. اما در صورتى که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى بخوانند مى ‏توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل براى خواندن صیغه به زبان عربى واجب نیست ولى باید لفظى بگویند که معناى همان صیغه عربى را بفهماند.

شرائط ازدواج موقت را بیان فرمائید. 

شرایط نکاح غیر دائم همان شرایط نکاح دائم است به اضافه تعیین مدت زناشویى و تعیین مقدار مهر که این دو در متن صیغه عقد باید ذکر شود. بنابراین مجموع شرایط نکاح غیر دائم بدین قرار خواهد شد: 1- اذن ولى در صورتى که دختر باکره باشد و اگر باکره نباشد این شرط لازم نیست. 
2- تعیین مدت زناشویى و مقدار مهر در متن صیغه عقد. 
3- اجراى صیغه عقد به نحو صحیح به وسیله خود طرفین و اگر طرفین توانایى خواندن صیغه را به عربى نداشته باشند مى ‏توانند وکیل بگیرند. 

حکم ازدواج موقت با زن فاحشه و اهل کتاب چیست؟ 

ازدواج موقت با زن فاحشه جایز است على کراهة خصوصاً اگر از زنان مشهور به زنا باشند که کراهت شدیدترى دارد. ازدواج موقت با زنان کافرى که اهل کتاب نیستند جایز نیست ولى با آنان که اهل کتاب هستند مثل یهودیان و نصرانى ‏ها جایز است و اشکال ندارد،

اگر در مدت ازدواج موقت زن حامله شود آیا فرزندى که بعدا به دنیا مى ‏آیدمتعلق به پدر است و مسئولیتى بر عهده اوست‏ 

فرزندانى که از طریق ازدواج موقت به دنیا مى ‏آیند متعلق به پدر و مادر هستند و مخارج آنان بر عهده پدر است و از تمام حقوقى که فرزند بر پدر و مادر دارد برخوردار مى ‏باشند.

متعه نمودن زنان بدکاره چه حکمى دارد و باید شرایط ازدواج موقت از نظرعده و... رعایت شود یا نه؟ 

اکثریت قریب به اتفاق مراجع متعه در مورد سوال را جایز (ولى مکروه) مى‏ دانند. و آمیزش‏هاى نامشروع پیشین عده ندارند. اما براى آمیزش بعد از عقد موقت لازم است عده نگه داشته شود.

آیا انسان بدون وجود شاهدى مى تواند صیغه عقد موقت را بخواند در صورت‏ مواجه شدن با نیروهاى انتظامى چگونه باید جواب دهد؟

از نظر شرعى اگر زن و مردى ادعاى زوجیت با یکدیگر داشته باشند ادعا پذیرفته است مگر آنکه قرینه‏اى بر خلاف و یا فریبى در کار باشد. و خواندن صیغه نیاز به شاهد ندارد.

آیا اگر دختر گفت پدر و مادرم راضى هستند مى ‏شود به گفته او بدون اذن پدربا او ازدواج کرد؟

الف) کافى نیست مگر آن که دسترسى به پدر ممکن نباشد و یا از گفته او یقین به اذن پدر حاصل شود. 
ب) این که بگوید خودم مسؤول هستم کافى نیست مگر براساس فتواى مرجعى مانند آیت الله بهجت که در مورد بالغه رشیده اذن پدر را هر چند از نظر تکلیفى لازم مى ‏دانند ولى آن را شرط صحت عقد نمى ‏دانند.

+ نوشته شده در  Sun 11 Oct 2009ساعت 4:17 PM  توسط ELIAS  | 

احکام جماع و آمیزش - ازدواج موقت

آیا مرد با داشتن همسر دایم، مى ‏تواند ازدواج موقت کند؟ رضایت و اجازه ‏همسر دایمى او چه نقشى دارد؟
مرد با داشتن همسر دائمى شرعا مى ‏تواند ازدواج موقت نماید و اجازه از همسر شرط صحت نیست، ولى اگر در ضمن عقد با همسر اول شرط کرده که بدون رضایت همسرش زن دیگرى نگیرد باید به این تعهد عمل نماید. البته با داشتن زنى که به وظایف خود عمل مى ‏کند مصلحت در ازدواج مجدد نیست‏.

آیا در ازدواج موقت با دختر باکره، اذن پدر دختر لازم است؟به نظر بسیارى از فقها ازدواج با دختر بکر چه به طور دائم و چه موقت بنابر احتیاط واجب اجازه پدر یا جد پدرى لازم است - بدیهى است اگر ازدواج با اجازه پدر یا جد پدرى دختر انجام بگیرد هر گونه لذت بردن از او اشکال ندارد.

کمترین و بیشترین زمان ازدواج موقت چقدر است؟

آنچه در ازدواج موقت شرط است این است که مدت ذکر شود و زمان معین باشد ولى این که اکثر و اقل زمان آن چقدر باید باشد مى ‏توان مدت عقد موقت را از یک ساعت تا 99 سال هم قرار داد.

فرزندى که از ازدواج موقت متولد مى‏ شود مربوط به پدر است یا مادر؟

بچه مربوط به پدر و مادر است و به طور کلى فرزندانى که از عقد موقت متولد مى ‏شوند همه حقوق فرزندى را دارند.

آیا ازدواج موقت با دخترى که بکارتش از راه غیر شوهر کردن ‏از بین رفته است نیاز به اذن پدر دارد؟

اگر بکارت به غیر شوهرکردن از بین رفته باشد، باز هم براى ازدواج (چه دائم و چه موقت) اذن پدر یا جد پدرى شرط است.

آیا ثبت ازدواج موقت در دفتر اسناد رسمى ضرورى است؟

از نظر قانونى لازم است. این مسأله از احکام انتظامى حکومتى است و تخلف از آن داراى پیگرد قانونى است ولى مبطل عقد نیست‏.

ازدواج موقت با اهل کتاب و مشرک چه حکمى دارد و عقد ازدواج به چه‏ صورتى ‏باید باشد؟

صیغه کردن زنان اهل کتاب (یهودى و مسیحى) اشکال ندارد ولى ازدواج با زنان مشرک (مثل بت‏ پرست‏ها) به هیچ وجه (دائم و موقت) جایز نیست. در صورت جمع بودن شرایط صیغه (مثل این که در عده نباشد) احتیاط آن است که صیغه آن به عربى صحیح خوانده شود. اما در صورتى که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى بخوانند مى ‏توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل براى خواندن صیغه به زبان عربى واجب نیست ولى باید لفظى بگویند که معناى همان صیغه عربى را بفهماند.

شرائط ازدواج موقت را بیان فرمائید.

شرایط نکاح غیر دائم همان شرایط نکاح دائم است به اضافه تعیین مدت زناشویى و تعیین مقدار مهر که این دو در متن صیغه عقد باید ذکر شود. بنابراین مجموع شرایط نکاح غیر دائم بدین قرار خواهد شد: 1- اذن ولى در صورتى که دختر باکره باشد و اگر باکره نباشد این شرط لازم نیست.
2- تعیین مدت زناشویى و مقدار مهر در متن صیغه عقد.
3- اجراى صیغه عقد به نحو صحیح به وسیله خود طرفین و اگر طرفین توانایى خواندن صیغه را به عربى نداشته باشند مى ‏توانند وکیل بگیرند.

حکم ازدواج موقت با زن فاحشه و اهل کتاب چیست؟

ازدواج موقت با زن فاحشه جایز است على کراهة خصوصاً اگر از زنان مشهور به زنا باشند که کراهت شدیدترى دارد. ازدواج موقت با زنان کافرى که اهل کتاب نیستند جایز نیست ولى با آنان که اهل کتاب هستند مثل یهودیان و نصرانى ‏ها جایز است و اشکال ندارد،

اگر در مدت ازدواج موقت زن حامله شود آیا فرزندى که بعدا به دنیا مى ‏آیدمتعلق به پدر است و مسئولیتى بر عهده اوست‏

فرزندانى که از طریق ازدواج موقت به دنیا مى ‏آیند متعلق به پدر و مادر هستند و مخارج آنان بر عهده پدر است و از تمام حقوقى که فرزند بر پدر و مادر دارد برخوردار مى ‏باشند.

متعه نمودن زنان بدکاره چه حکمى دارد و باید شرایط ازدواج موقت از نظرعده و... رعایت شود یا نه؟

اکثریت قریب به اتفاق مراجع متعه در مورد سوال را جایز (ولى مکروه) مى‏ دانند. و آمیزش‏هاى نامشروع پیشین عده ندارند. اما براى آمیزش بعد از عقد موقت لازم است عده نگه داشته شود.

آیا انسان بدون وجود شاهدى مى تواند صیغه عقد موقت را بخواند در صورت‏ مواجه شدن با نیروهاى انتظامى چگونه باید جواب دهد؟

از نظر شرعى اگر زن و مردى ادعاى زوجیت با یکدیگر داشته باشند ادعا پذیرفته است مگر آنکه قرینه‏اى بر خلاف و یا فریبى در کار باشد. و خواندن صیغه نیاز به شاهد ندارد.

آیا اگر دختر گفت پدر و مادرم راضى هستند مى ‏شود به گفته او بدون اذن پدربا او ازدواج کرد؟

الف) کافى نیست مگر آن که دسترسى به پدر ممکن نباشد و یا از گفته او یقین به اذن پدر حاصل شود.
ب) این که بگوید خودم مسؤول هستم کافى نیست مگر براساس فتواى مرجعى مانند آیت الله بهجت که در مورد بالغه رشیده اذن پدر را هر چند از نظر تکلیفى لازم مى ‏دانند ولى آن را شرط صحت عقد نمى ‏دانند.
+ نوشته شده در  Sun 11 Oct 2009ساعت 4:12 PM  توسط ELIAS  | 

 صیغه ی محرمیت
از نظر اسلام زن و مرد دو موجودی هستند که مکمل یکدیگرند و خداوند مهربان آنها رابرای همدیگر آفریده است قرآن کریم می فرماید: از نشانه های (قدرت) اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید، تا به ایشان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد، .....» [1]


یکی از نیازهایی که زن و مرد به همدیگر دارند ، نیاز جنسی است. اما برآورده شدن این نیاز باید در چهارچوب قوانین و دستورات اسلام باشد تا به گوهر پاکی و عفت طرفین هیچ گونه خدشه ای وارد نشود.


اسلام برای بر آورده شدن نیازهای جنسی وعاطفی و روانی زن و مرد، چهارچوب ازدواج (دائم و موقت) را معین کرده است و هر گونه ارتباط و لذت های جنسی اعم از صحبت های عاشقانه، لمس و نوازش و ... باید بعد از عقد ازدواج باشد. و حتی دختر و پسری که با هم نامزد هستند و قرار است که در آینده ی نزدیک با هم ازدواج کنند قبل از ازدواج نمی توانند از یکدیگر استفاده و لذت جنسی ببرند حتی اگر در حد گفت و شنودهای عاشقانه و دست دادن باشد. غیر از راه ازدواج راه دیگری برای ایجاد محرمیت و شرعی شدن روابط جنسی بین دختر و پسر وجود ندارد.( متن الفاظ صیغه ازدواج دائم و موقت در رساله های عملیه آمده است.)


البته با شرط کردن عدم استمتاع (بهره گیری ) جنسی در ضمن عقد ازدواج موقت می توان تنها به حد خاصی از محرمیت که خالی از لذت های جنسی و مسائل زناشویی باشد دست یافت شاید منظور از صیغه محرمیت در بین مردم رایج شده است نیز همین باشد. که در این صورت دختر و پسر ضمن اینکه با هم محرم می شوند ولی حق آن قبیل استمتاعات جنسی را که نبودنش را شرط کرده بودند، ندارند اما رفت و آمد، نشست و برخاست، کار کردن با یکدیگر، زندگی کردن باهم، نگاه کردن به همدیگر، دست زدن به بدن همدیگر، گفتگو و مسافرت با هم برای آنان اشکالی ندارد. روشن است که این روش راه مستقلی برای ایجاد محرمیت نیست که همان راه ازدواج موقت است منتهی طرفین باتوافق لذات جنسی از یکدیگر را به حد خاصی محدود کرده و یا به طور کلی عدم آنها را شرط می کنند.


برای آگاهی بیشتر رجوع شود به:

1. نمایه: شرط صحت در ازدواج موقت، سؤال ۱۲۷۵.

2. نمایه: ازدواج موقت (متعه) و شرایط آن، سؤال ۶۲۷.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] روم، 22.

+ نوشته شده در  Sun 11 Oct 2009ساعت 4:11 PM  توسط ELIAS  | 

سؤال: من با دختري که قصد ازدواج با او را دارم، صيغه محرميت را به زبان فارسي بين خودمان خوانديم و با هم تماس جنسي انجام داديم، آيا عمل ما حکم زنا دارد يا نه؟ اگر مي شود متن کامل صيغه محرميت را برايم بيان فرماييد.

جواب: چنانچه صيغه عربي بخوانيد به اين عبارت كه زن بگويد «زَوَّجْتُكَ نَفْسي فِي الْمُدَّهِ الْمَعْلوُمَهِ عَلَي المَهْرِ الْمَعْلُومِ»؛ يعني خود را زن تو نمودم به مهر معين شده در مدت معلوم، و مرد بگويد « قبلت التزويج» يعني قبول كردم ازدواج را، عقد صحيح است. چنانچه خود مرد و زن نتوانند صيغه عربي بخوانند، مي توانند به غير عربي بخوانند، اما بايد الفاظي كه ذكر شد بگويند و چنانچه دختر رشيده باشد؛ يعني صلاح و فساد را تشخيص دهد، اذن پدر هم لازم نيست.
لینک های مرتبط: سایت دیگر حضرت آیت الله العظمی روحانی

 

+ نوشته شده در  Sun 11 Oct 2009ساعت 4:10 PM  توسط ELIAS  | 

قانون محلل در اسلام از توابع قانون طلاق است. نوعی مجازات عاطفی است . تدبیری است از مجرای احساسات برای جلوگیری از تکرار طلاق، آمارها و تجربه ها نشان می دهد که این قانون اثر فوق العاده در جلوگیری از طلاق داشته است.
طلاق از نظر اسلام " حلال مبغوض است " پیغمبر اسلام در روایتی که شیعه و سنی بالاتفاق روایت کرده اند فرمود: " مبغوضترین حلالها در نزد خداوند طلاق است " و هم آن حضرت فرمود: " ازدواج کنید و طلاق ندهید که عرش الهی از طلاق می لرزد ".

طلاق، حلال مبغوض است یعنی چه؟ یعنی در عین اینکه در حد یک حرام منفور و مبغوض است اسلام مانع اجباری در جلو آن قرار نمی دهد و این خود از یک فلسفه کلی در نظام خانوادگی ریشه می گیرد که مورد توجه اسلام است. از نظر اسلام علقه زوجین یک علقه طبیعی است و مکانیسم خاص دارد. علاقه زوجین به یکدیگر با اینکه طرفینی است باین شکل است که از جانب مرد آغاز می شود و علاقه زن بمرد از نوع پاسخگوئی است.
به همین جهت مقام زن در محیط خانوادگی مقام یک محبوب و مراد است. اسلام تدابیری از مجرای عواطف بکار می برد که نظام خانوادگی بر همین پایه محفوظ بماند یعنی شعله عشق و علاقه مرد همیشه روشن بوده و زن نیز پاسخ گوی آن باشد.

آنچه از نظر اسلام مبغوض و منفور است اینست که این شعله خاموش گردد و کانون خانوادگی بسردی گراید، اما اگر احیانا باین صورت در آمد و زن در قلب مرد سقوط کرد دیگر نباید زن را بزور بمرد چسبانید. زنی که بزور قانون بمرد تحمیل شده باشد حالت امام جماعتی را دارد که اهل محل باو ارادتی نمیورزند و او بازور پاسبان میخواهد خود را مقتدای مردم کند. اسلام هر کوشش اجباری را برای بقاء زن در چنان محیطی لغو و بیهوده و بر خلاف اساس روابط خانوادگی میداند، اساس روابط خانوادگی بر حاکمیت متقابل زن و مرد فرمود: " مبغوضترین حلالها در نزد خداوند طلاق است " و هم آن حضرت فرمود: " ازدواج کنید و طلاق ندهید که عرش الهی از طلاق می لرزد ". طلاق، حلال مبغوض است یعنی چه؟ یعنی در عین اینکه در حد یک حرام منفور و مبغوض است اسلام مانع اجباری در جلو آن قرار نمی دهد و این خود از یک فلسفه کلی در نظام خانوادگی ریشه می گیرد که مورد توجه اسلام است.

از نظر اسلام علاقه زوجین یک علاقه طبیعی است و مکانیسم خاص دارد. علاقه زوجین به یکدیگر با اینکه طرفینی است باین شکل است که از جانب مرد آغاز می شود و علاقه زن بمرد از نوع پاسخگوئی است. به همین جهت مقام زن در محیط خانوادگی مقام یک محبوب و مراد است.
اسلام تدابیری از مجرای عواطف بکار می برد که نظام خانوادگی بر همین پایه محفوظ بماند یعنی شعله عشق و علاقه مرد همیشه روشن بوده و زن نیز پاسخ گوی آن باشد. آنچه از نظر اسلام مبغوض و منفور است اینست که این شعله خاموش گردد و کانون خانوادگی بسردی گراید، اما اگر احیانا باین صورت در آمد و زن در قلب مرد سقوط کرد دیگر نباید زن را بزور بمرد چسبانید. زنی که بزور قانون بمرد تحمیل شده باشد حالت امام جماعتی را دارد که اهل محل به او ارادتی نمیورزند و او با زور پاسبان میخواهد خود را مقتدای مردم کند.

اسلام هر کوشش اجباری را برای بقاء زن در چنان محیطی لغو و بیهوده و بر خلاف اساس روابط خانوادگی میداند، اساس روابط خانوادگی بر حاکمیت متقابل زن و مرد است، یعنی حاکمیت زن بر مرد از لحاظ عاطفی و احساسی، و حاکمیت مرد بر زن از لحاظ فکری و رهبری و مدیریت در محیط خانواده. اینست که طلاق از نظر اسلام در عین این که سخت مبغوض و منفور است حلال است، یعنی آنجا که تدابیر مختلف برای ابقاء علقه زوجین مفید نیفتاده چاره ای نیست جز طلاق.


یکی از تدابیر اسلام برای جلوگیری از طلاق که از طریق عاطفه بکار برده و در حقیقت نوعی مجازات است قانون محلل است. اگر مردی زن خود را طلاق داده و بعد در عده رجوع کرد و یا بعد از انقضاء عده با او ازدواج کرد آنگاه بار دیگر او را طلاق داد و باز در عده رجوع کرد و یا بعد از انقضاء عده با او ازدواج کرد سپس برای نوبت سوم طلاق را تکرار کرد دیگر حق ندارد برای بار چهارم با آن زن ازدواج کند مگر آنکه آن زن با مرد دیگری ازدواج کرده باشد و آن ازدواج بطور طبیعی منجر بطلاق و یا فوت زوج شده باشد.
آن ازدواج دیگر قطعا باید دائم باشد نه موقت، و هم باید عادی و طبیعی باشد یعنی نمی توانند از اول بشرط طلاق ازدواج کنند، و هم باید زن با شوهر جدید عملا هم بستر شده باشد.

در سوره مبارکه بقره آیه 229 میفرماید: " طلاق فقط دو بار است، سپس یا به شایستگی نگهداشتن و یا به نیکی رها کردن ". قرآن بعد توضیحی در باره مهر می دهد که مرد حق ندارد از مهر چیزی پس بگیرد. مگر بعنوان خلع، آنگاه می گوید " اگر نوبت سوم آن زن را طلاق داد دیگر آن زن بر آن مرد حلال نمی شود تا آن زن با مرد دیگری ازدواج کند، اگر آن مرد دیگر آن زن را طلاق داد مانعی نیست که زن و مرد اول بار دیگر ازدواج کنند بشرط آنکه گمان ببرند حدود خدا را بپا میدارند و بشرایط عمل می کنند اینها است مقررات و حدود الهی برای مردمی که میدانند ".

پس معلوم شد با گفتن مرد به شخصی که برو زن مرا سه طلاقه کن امکان اینکه زن سه طلاقه شود نیست، باید جریان به نحوی که گفته شد طی شود و الا نه زن سه طلاقه می شود و نه نیازی به محلل پیدا می شود نیاز به محلل آنگاه پیدا می شود که طلاق سه بار تکرار شود و در فاصله طلاقها رجوع یا ازدواج مجدد صورت گیرد. پس از طلاق سوم این مجازات برقرار می شود.
اما در فیلم محلل چنین وانمود شده که با گفتن برو زن مرا سه طلاقه کن، دفتر دار می تواند زن را سه طلاقه کند و بعد هم چاره ای جز محلل نیست. از امام هشتم در باره فلسفه این حکم پرسش شد که به چه علت اگر مردی سه بار زن خویش را طلاق داد دیگر آن زن بر او حرام است مگر آنکه مرد دیگری با آن زن ازدواج کند و طلاق دهد یا بمیرد، امام فرمود برای اینکه آن مرد سه بار در کاری وارد شد که مورد کراهت خداوندی است، خداوند به این سبب این مجازات را مقرر کرد که مردم طلاق را سبک نشمارند و زنان را آزار نرسانند. یعنی بدانند مانند جامه ای نیست که مرد هر ساعتی خواست آن را بپوشد و هر ساعتی خواست آن را بکند.

اکنون شما در مورد طلاق چه می گوئید؟ یا باید نظر کلیسای کاتولیک را بپذیرید که چون ازدواج پیمان مقدسی است طلاق به هیچوجه نباید در کار باشد، و یا نقطه مقابل آن را قبول کنید، یعنی طلاق را آنقدر سبک بشمارید که در هر شرایطی این پیمان قابل فسخ باشد و عملا هر مرد و هر زن در طول عمرش دهها بار ازدواج کند و طلاق بدهد و طلاق بگیرد آن چنانکه در زندگی هنرپیشگان هالیوود، دیده می شود و یا بالاخره می پذیرد که جلو طلاق را به کلی نباید گرفت و با زور هم نمی توان اجتماع خانوادگی را که یک اجتماع طبیعی و عاطفی است حفظ کرد پس همه تدابیر را چه به صورت تشویق و چه به صورت مجازات از طریق همان عواطف باید به کار برد. قانون محلل چنین تدبیری است.

قانون محلل در جلوگیری از طلاق تأثیر بسزائی داشته و همواره بشکل یک تهدید دردناک جلو چشم مردان بوده است. مردانی که یک در صد احتمال می داده اند که به سراغ زن اول خود خواهند رفت از مبادرت به طلاق سوم خودداری کرده اند و به همین دلیل است که بسیار کم اتفاق افتاده است که چنین نیازی پیدا شود و کار به محلل بکشد.
هر کدام از ما، در طول عمر خود یا اصلا طلاقی را که نیاز به محلل پیدا کرده باشد سراغ ندارد و یا اگر سراغ داشته باشد حتما از یک واقعه و دو واقعه تجاوز نمی کند. کدام مجازات است که اینقدر قدرت جلوگیری داشته باشد.

این نکته را اضافه کنیم که در اسلام " مطلاقیت " و " ذواقیت " یعنی اینکه کسی مکرر زن بگیرد و طلاق دهد و باز زنان دیگر و بخواهد زنان متعدد را بچشد و تجربه کند سخت نهی شده است و عملی مبغوض خداوند معرفی شده است و همچنین محلل واقع شدن پیغمبر اکرم در روایتی که شیعه و سنی نقل کرده اند هر مردی را که کار طلاق را به آنجا می رساند که نیاز به محلل پیدا شود لعنت فرمود هم خود محلل را و البته مورد لعن موردی نیست که ازدواج و طلاق محلل به صورت طبیعی و عادی صورت گرفته باشد مقصود جائی است که شخص به منظور یک لذت موقت ازدواج کند.

+ نوشته شده در  Wed 7 Oct 2009ساعت 8:17 PM  توسط ELIAS  | 

محلل يك عامل باز دارنده در برابر طلاق
معمول فقها اين است كه همسر دوم را در اين گونه موارد محلل مى نامند چون باعث حلال شدن زن (البته بعد از طلاق و عده) با همسر اول مى شود و به نظر مى رسد كه منظور شارع مقدس اين بوده است كه با اين حكم جلو طلاقهاى پى در پى را بگيرد. توضيح اينكه: همان گونه كه ازدواج يك امر حياتى و ضرورى است طلاق هم در شرايط خاصى، ضرورت پيدا مى كند، و به همین جهت اسلام بر خلاف مسيحيت تحريف يافته، طلاق را مجاز شمرده، ولى از آنجا كه از هم پاشيدن خانواده ها زيانهاى جبران ناپذيرى براى فرد و اجتماع دارد، با استفاده از عوامل مختلفى، طلاق را تا آنجا كه ممكن است محدود ساخته، و احكامى تشريع نموده كه با توجه به آنها طلاق به حداقل مى رسد.موضوع الزام به ازدواج مجدد يا محلل كه بعد از سه طلاق در آيه بالا آمده است يكى از آن عوامل محسوب مى شود، زيرا ازدواج رسمى زن بعد از سه طلاق با مرد ديگر مخصوصا با اين قيد كه بايد آميزش جنسى نيز صورت گيرد سد بزرگى براى ادامه طلاق و طلاق كشى است.
به كسى كه مى خواهد دست به طلاق سوم بزند هشدار مى دهد كه راه بازگشت براى او ممكن است براى هميشه بسته شود، زيرا راه بازگشت از مسير يك ازدواج دائم با مرد ديگرى مى گذرد، و همسر دوم ممكن است او را طلاق ندهد و به فرض كه طلاق بدهد اين جريان مى تواند وجدان و عواطف مرد را جريحه دار سازد و به همین دلیل تا مجبور نشود، دست به چنين كارى نخواهد زد.در حقيقت موضوع محلل و به تعبير ديگر ازدواج دائمى مجدد زن با همسر ديگر مانعى بر سر راه مردان هوسباز و فريبكار است تا زن را بازيچه هوى و هوس خود نسازند و به طور نامحدود از قانون طلاق و رجوع استفاده نكنند، و در عين حال راه بازگشت نيز به كلى بسته نشده است.


شرائطى كه در اين ازدواج شده مانند: دائم بودن، مى فهماند هدف ازدواج جديد اين نبوده كه راه را براى به هم رسيدن زن به شوهر اول هموار كند زيرا چه بسا شوهر دوم حاضر به طلاق نشود، ازدواج موقت نيست كه زمان آن پايان يابد بنا براين از اين قانون نمى توان سوء استفاده كرد. هدف اين بوده است كه مرد و زن بعد از سه مرتبه طلاق، با ازدواج ديگرى از هم جدا شوند تا هر يك زندگى دلخواه خود را پيش گيرد، و مساله ازدواج كه امر مقدسى است دستخوش تمايلات شيطانى همسر اول نشود، ولى در عين حال اگر از همسر دوم هم جدا شد، راه بازگشت را به روى آن دو نبسته است. و نكاح آنها مجددا حلال مى شود، و به همین جهت نام محلل به همسر دوم داده اند. با توجه به آنچه گفته شد اين نكته به خوبى روشن مى شود كه بحث از ازدواج واقعى و جدى است، و اگر كسى از اول قصد ازدواج دائم نداشته باشد و تنها صورت سازى كند تا عنوان محلل حاصل شود، چنين ازدواجى باطل است و هيچ اثرى براى حلال شدن زن به شوهر اول نخواهد داشت و حديث معروفى كه از پيغمبر اكرم ص در بسيارى از كتب تفسير نقل شده «لعن اللَّه المحلل و المحلل له »:" خداوند لعنت كند محلل و آن كسى را كه محلل براى او اقدام مى كند« مجمع البيان، جلد 1 و 2 صفحه 331» ممكن است اشاره به همين ازدواجهاى صورى و ساختگى باشد.


بعضى نيز گفته اند كه اگر ازدواج دائمى جدى بكند، و نيتش اين باشد كه راه را براى بازگشت زن به شوهر اول هموار سازد، ازدواج او باطل است و آن زن به شوهر اول حلال نمى شود، بعضى نيز گفته اند اگر قصد او ازدواج جدى بوده باشد هر چند هدف نهاييش گشودن راه براى همسر اول باشد، آن ازدواج صحيح است، هر چند مكروه مى باشد به شرط اينكه چنين مطلبى جزء شرايط عقد ذكر نشود. و از اينجا روشن مى شود كه هياهوى بعضى از مغرضان و بى خبران كه بدون آگاهى از شرايط و ويژگيهاى اين مساله آن را مورد هجوم قرار داده اند و كلماتى از سراغراض شخصى نسبت به مقدسات اسلام و يا ناآگاهى از احكام آن به هم بافته اند، كمترين ارزشى ندارد و تنها دليل بر جهل و كينه توزى آنها نسبت به اسلام است و گرنه اين حكم الهى با شرائطى كه ذكر شد عاملى است براى باز داشتن از طلاقهاى مكرر و پايان دادن به خودكامگى بعضى از مردان و سامان بخشيدن به نظام نكاح و زناشويى.
+ نوشته شده در  Wed 7 Oct 2009ساعت 8:15 PM  توسط ELIAS  |